خانه ← مقالات ← رسانه مستقل؛ چراغی که برای روشن ماندن، ب...
⏱ زمان مطالعه: ۷ دقیقه

رسانه مستقل؛ چراغی که برای روشن ماندن، به همراهی همه نیاز دارد

فیصل چاووشی
فیصل چاووشی
رسانه مستقل؛ چراغی که برای روشن ماندن، به همراهی همه نیاز دارد

گاهی برای شناخت اهمیت یک اتفاق، باید لحظه‌ای از آن فاصله بگیریم و به این فکر کنیم که اگر آن اتفاق وجود نداشت، چه چیزی را از دست می‌دادیم.

برای من، رسانه محلی یکی از همین اتفاق‌هاست؛ چیزی فراتر از دوربین، میکروفن، تدوین، انتشار خبر یا ساخت یک برنامه تلویزیونی. رسانه می‌تواند فرصتی باشد برای دیده شدن آدم‌هایی که کمتر دیده می‌شوند، شنیده شدن صداهایی که کمتر شنیده می‌شوند و ثبت لحظه‌هایی که اگر امروز به آن‌ها توجه نکنیم، شاید فردا تنها خاطره‌ای مبهم از آن‌ها باقی بماند.

سال‌ها پیش، در نوشته‌ای در فضای مجازی، درباره اهمیت داشتن یک رسانه مستقل صحبت کرده بودم. آن زمان هم باور داشتم که شهر ما برای روایت کردن خودش به رسانه‌ای نیاز دارد که بتواند از دل زندگی مردم برخیزد، مسائل و دغدغه‌هایشان را بازتاب دهد و درباره ظرفیت‌ها، مشکلات و آینده شهر حرف بزند. امروز، با تجربه‌ای که از مسیر تولید برنامه در استودیو چاوش و فعالیت‌های سیمای کنگ به دست آورده‌ام، بیش از گذشته به اهمیت این موضوع فکر می‌کنم.

اما یک پرسش همچنان برایم جدی است: چگونه می‌توان یک رسانه مستقل را شکل داد، آن را زنده نگه داشت و مهم‌تر از همه، آدم‌ها را برای ادامه این مسیر کنار یکدیگر حفظ کرد؟

هر شهر داستان‌های فراوانی دارد؛ داستان آدم‌هایی که سال‌ها کار کرده‌اند، هنرمندانی که میراث فرهنگی را حفظ کرده‌اند، جوانانی که ایده‌های تازه دارند، افرادی که برای حل مشکلات محله خود تلاش می‌کنند و خانواده‌هایی که تجربه‌هایشان بخشی از حافظه جمعی شهر است.

بسیاری از این داستان‌ها هیچ‌گاه به جایی نمی‌رسند که شایسته آن هستند. نه به این دلیل که ارزش شنیده شدن ندارند، بلکه گاهی ابزار، فرصت یا رسانه‌ای برای روایت آن‌ها وجود ندارد.

رسانه محلی می‌تواند این فاصله را کمتر کند. می‌تواند میان مردم و مسئولان، میان نسل قدیم و نسل جدید و میان تجربه‌های گذشته و پرسش‌های امروز ارتباط برقرار کند. می‌تواند از یک مشکل کوچک در یک محله بگوید، از یک رسم قدیمی گزارش تهیه کند، با یک متخصص درباره موضوعی عمومی گفت‌وگو کند یا فرصتی فراهم آورد تا یک شهر درباره آینده خودش بیشتر بداند و بیشتر گفت‌وگو کند.

البته صرف محلی بودن یک رسانه، آن را ارزشمند نمی‌کند. آنچه به رسانه اعتبار می‌دهد، کیفیت کار، صداقت در روایت، مسئولیت‌پذیری، احترام به مخاطب و توانایی شنیدن صداهای متفاوت است. رسانه‌ای که قرار است در کنار مردم باشد، باید بتواند به نقد نیز گوش دهد و در برابر پرسش‌های جامعه پاسخ‌گو بماند.

وقتی از رسانه مستقل صحبت می‌کنیم، منظور تنها داشتن یک وب‌سایت، استودیو یا تجهیزات تصویربرداری نیست. استقلال، پیش از هر چیز، به شیوه نگاه ما به رسانه و مسئولیتی که در برابر مخاطب داریم مربوط می‌شود.

رسانه مستقل باید بتواند مسائل را با نگاه حرفه‌ای بررسی کند، به موضوعات مهم بپردازد و ارزش کار خود را تنها با میزان بازدید یا لایک مخاطبان اندازه‌گیری نکند. چنین رسانه‌ای برای ادامه فعالیت به منابع مالی، امکانات فنی، برنامه‌ریزی و نیروی انسانی نیاز دارد؛ اما در کنار این نیازها، باید اعتماد مردم را نیز به دست آورد و حفظ کند.

استقلال به معنای بی‌نیازی از دیگران نیست. اتفاقاً یک رسانه مستقل بیش از بسیاری از مجموعه‌ها به همکاری، اعتماد و حمایت دیگران نیاز دارد؛ با این تفاوت که این حمایت باید به تقویت توان رسانه برای انجام مسئولانه وظایفش کمک کند، نه اینکه آن را از مسیر اصلی خود دور سازد.

به همین دلیل، اگر می‌خواهیم رسانه‌ای برای شهرمان داشته باشیم، نمی‌توانیم تمام مسئولیت آن را بر دوش یک نفر یا یک گروه کوچک بگذاریم و در عین حال انتظار داشته باشیم که این رسانه در همه شرایط به فعالیت خود ادامه دهد.

گاهی مخاطب نتیجه نهایی را می‌بیند؛ برنامه‌ای که منتشر شده، گفت‌وگویی که پخش شده یا گزارشی که در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شود. اما آنچه کمتر دیده می‌شود، مسیری است که برای رسیدن به همین نتیجه طی شده است.

پیدا کردن سوژه، تحقیق، نوشتن متن، هماهنگی با مهمان، آماده‌سازی تجهیزات، تصویربرداری، اجرا، تدوین، اصلاح صدا و تصویر و در نهایت انتشار برنامه، هرکدام بخشی از یک کار جمعی هستند.

در مسیر فعالیت‌های استودیو چاوش نیز افراد مختلفی در بخش‌های گوناگون ساخت، تهیه و تولید برنامه‌ها مشارکت داشته‌اند. بعضی با ایده‌هایشان، بعضی با حضور در مقابل دوربین، بعضی با توانایی‌های فنی و بعضی با وقتی که در اختیار مجموعه گذاشته‌اند، به شکل‌گیری این تجربه کمک کرده‌اند.

این تلاش‌ها را نباید تنها در تعداد برنامه‌های تولیدشده خلاصه کرد. هر همکاری، حتی اگر کوتاه بوده باشد، می‌تواند تجربه‌ای ارزشمند به همراه داشته باشد؛ تجربه‌ای که به ما آموخته است برای ساخت یک برنامه خوب، تنها داشتن تجهیزات کافی نیست و هیچ مجموعه‌ای بدون مشارکت انسان‌ها به معنای واقعی کلمه زنده نمی‌ماند.

با این حال، واقعیت این است که ادامه چنین فعالیتی همیشه آسان نیست. محدودیت‌های مالی، مشغله‌های شخصی و شغلی، کمبود وقت، دشواری هماهنگی گروهی و گاهی روشن نبودن مسیر آینده، می‌توانند انگیزه افراد را کاهش دهند.

در چنین شرایطی، شاید آسان‌ترین کار این باشد که از کم شدن مشارکت دیگران گلایه کنیم. اما پرسش مهم‌تر این است که ما برای آسان‌تر، مفیدتر و دلگرم‌کننده‌تر شدن همکاری چه کرده‌ایم؟

اینکه یک رسانه مستقل بتواند ادامه دهد، پیش از هر چیز به مسئولیت‌پذیری و توانایی تیم تولید وابسته است. کیفیت محتوا، نظم در انتشار، رعایت اصول حرفه‌ای و استفاده درست از منابع، وظایفی هستند که نمی‌توان از آن‌ها چشم‌پوشی کرد.

اما در کنار این مسئولیت‌ها، جامعه نیز می‌تواند در زنده ماندن یک رسانه نقش داشته باشد.

مخاطبی که یک برنامه را می‌بیند، می‌تواند نظرش را با احترام مطرح کند. کسی که سوژه‌ای مهم در شهر می‌شناسد، می‌تواند آن را معرفی کند. فردی که در زمینه‌ای تخصص دارد، می‌تواند برای یک گفت‌وگو یا تولید محتوای آموزشی وقت بگذارد. کسب‌وکاری که به ظرفیت رسانه محلی باور دارد، می‌تواند از راه‌های شفاف و حرفه‌ای از تولیدات آن حمایت کند.

این همراهی‌ها زمانی ارزشمند خواهند بود که رسانه نیز اعتماد جامعه را جدی بگیرد و نشان دهد حمایت‌ها صرفاً برای ادامه فعالیت یک مجموعه نیست، بلکه در خدمت تولید محتوای مفید و ایجاد فرصتی برای گفت‌وگو و آگاهی عمومی قرار دارد.

قصد دارم از این پس، هر چند مدت در سیمای کنگ درباره تجربه ساخت برنامه‌هایی بنویسم که در استودیو چاوش تولید شده‌اند؛ از ایده‌های اولیه و شکل‌گیری برنامه‌ها تا دشواری‌های تولید، تجربه همکاری با افراد مختلف و پرسش‌هایی که در طول این مسیر برایم ایجاد شده‌اند.

این نوشته‌ها قرار نیست صرفاً گزارشی از گذشته باشند یا همه‌چیز را از نگاه یک نفر روایت کنند. می‌خواهم فرصتی باشند برای بازنگری در آنچه انجام داده‌ایم، شناختن نقاط قوت و ضعف و پیدا کردن راه‌هایی برای بهتر شدن.

شاید در این مسیر لازم باشد درباره اشتباهاتمان نیز حرف بزنیم، از تجربه‌های ناموفق درس بگیریم و بپذیریم که برای ساختن یک رسانه ماندگار، گاهی باید در شیوه کار خود تجدیدنظر کنیم.

از همه کسانی که در مقاطع مختلف برای تولید برنامه‌ها وقت گذاشته‌اند، ایده داده‌اند، همکاری کرده‌اند یا با پیشنهادهایشان به ادامه این مسیر کمک کرده‌اند، سپاسگزارم. باور دارم هر تجربه‌ای که در این سال‌ها به دست آمده، می‌تواند بخشی از سرمایه‌ای باشد که برای آینده در اختیار داریم.

با این حال، یک پرسش همچنان باقی است: چگونه می‌توانیم از تجربه‌های گذشته عبور کنیم و با شناخت بهتر محدودیت‌ها و ظرفیت‌ها، زمینه همکاری تازه‌ای را فراهم آوریم؟

شاید پاسخ این پرسش در یک تصمیم بزرگ یا یک اتفاق ناگهانی نباشد. شاید از گفت‌وگویی صادقانه، تقسیم مسئولیت‌ها، تعریف هدف‌های روشن و برداشتن قدم‌های کوچک آغاز شود.

رسانه مستقل زمانی می‌تواند به بخشی از زندگی یک شهر تبدیل شود که مردم آن، وجودش را مفید بدانند و برای حفظ و بهتر شدنش سهمی هرچند کوچک بر عهده بگیرند.

ساختن چنین رسانه‌ای کار یک روز و یک نفر نیست. مسیری است که به صبر، یادگیری، اعتماد و همراهی نیاز دارد. اگر قرار است چراغی روشن بماند، باید برای روشن نگه داشتن آن راهی پیدا کنیم که نه بر فرسودگی چند نفر، بلکه بر مشارکت آگاهانه و مسئولانه افراد بیشتری تکیه داشته باشد.

شاید اکنون زمان آن رسیده است که به جای پرسیدن اینکه چرا بعضی افراد دیگر در کنار ما نیستند، از خودمان بپرسیم: چگونه می‌توانیم دوباره شرایطی بسازیم که همکاری در این مسیر برای افراد، ارزشمند، ممکن و امیدبخش باشد؟


مطالب مرتبط